یک روایت خطی از یک زندگی خطی مردمانی که "غراب"های پولادین سرد تن، "ماشوهه" های نحیف نرم تخته ای شان را پس می راند و بعضی هنوز تسلیم این استحاله صنعت نو و مدرنیته نشده اند و با سنت های خود خو کرده و ...
این نوشته نا چیز و پر از اشکال را با کمال شرمندگی برای ضعف هایش به نازنین بزرگواری که این تصویرها هنوز از یادش پاک نشده تقدیم می دارم.
به "حق شناس"
داخلي – صبح خيلي زود (قبل از طلوع آفتاب – هنگام اذان صبح) – اتاق محقرانه مرد ماهيگير
1- بابا علي؛ مرد جوان، كوتاه قد و كمي چاق، با ته ريشي متوسط و سبيل كامل، با صداي اذان صبح ملحفه را از روي خود پس ميزند و خيلي آرام و خسته بلند ميشود و در رختخوابش مينشيند.
2- نگاهي به همسر و سه فرزند خردسالش كه در تاريكي نمور اتاق هنوز خواب هستند، مياندازد… ملحفهاي كه روي هر سه فرزندش با هم كشيده شده روي آنها مرتب ميكند. از جايش برميخيزد؛ بابا علي روي يكي از پاهايش ميلنگد، لنگ لنگان از اتاق بيرون ميرود… يك پاي بابا علي شَل است!
خارجي – صبح خيلي زود ( هوا هنوز كاملاً روشن نشده است.) – حيات همان خانه (خاكي و قديمي)
1- بابا علي در حال وضو گرفتن است.
داخلي – ادامه – اتاق
1- بچهها هنوز خواب هستند، بابا علي نماز ميخواند. زن بابا علي از خواب برميخيزد و براي وضو گرفتن بيرون ميرود.
خارجي – صبح عليالطلوع – كوچه پس كوچههاي محله به سمت دريا
1- بابا علي لنگلنگان مسير دريا را در پيش روي دارد، تور صيد و صيادي هم به دوش ميكشد.
خارجي – ادامه – اسكله صيادي
1- بابا علي مشغول راهي كردن ماشوههاش از بين انبوه پرازدحام كشتيهاي غولپيكر صنعتي ميباشد.
2- بابا علي ماشوهه را با ميداف پيش ميتاراند.
3- عرق از سر و روي بابا علي ميچكد و هُرم گرما نفس او را بند آورده است.
4- بابا علي تور به دريا مياندازد و كار هيلو را انجام ميدهد. بابا علي آواز محلي را خيلي خوب ميخواند(!)… آواز مخصوص ماهيگران بندري.
5- آفتاب بالا آمده و شدت گرما به اوج ميرسد. بابا علي تورش را از آب برميگيرد و ماهيها را به داخل ماشوهه ميآورد.
6- بابا علي به سمت ساحل باز ميآيد. بابا علي آواز سپاسگزاري از نعمتهاي خدا سر داده است و ميداف زنان به سوي ساحل ميآيد.
7- بابا علي در ميان كشتيهاي صنعتي جايي براي پهلو گرفتن مييابد و قايق محقرش را به اسكله ميبندد.
خارجي – اسكله صيادي
1- كشتيهاي بزرگ با جراثقالهاي غول پيكر صدها تُن ماهي را از درون يخچالهاي كشتي تحويل باربران ميدهند.
2- بابا علي سبدي نسبتاً بزرگ از جنس برگ درخت خرما (جُلِ بِلي) كه وزن نسبتاً سنگيني بر شانههاي او تحميل ميكند، آرام آرام با خود از پلههاي اسكله بالا ميآورد. اين درحاليست كه در پسِ سرِ او همواره جراثقالها خود نمايي ميكنند. (مثل اينكه بابا علي از زمين زير پاي كشتيها ميرويد و بالا ميآيد!)
3- بابا علي سبدش را در فرغون سه چرخهاي ميگذارد و راهي ميشود. (در پسزمينه او كشتيها و جراثقالها و كارگران كشتيهاي صنعتي بيداد ميكنند!!)
خارجي – خيابان
1- بابا علي مشغول راندن فرغونش ميباشد. درحاليكه غرق در عرق است.
2- بابا علي در طول مسيرش به دو سه جا از رستورانهاي اَميل خودش براي فروش ماهيهايش سر ميزند و ماهي به آنها ميدهد.
3- بابا علي بقيه ماهيها را به بازار ميآورد.
4- بازار غلغله است… وانت بارهاي حمل ماهي با شلوغي هرچه تمامتر بارهايشان را توسط حمالهاي بازار تخليه ميكنند و يزافها پولهايشان را ميشمارند.
5- ظهر شده است و صداي اذان بگوش ميرسد.
6- بابا علي با سرعت بطرف مسجد ميرود، فرغونش را گوشهاي ميگذارد و به دستفروشي كه در همانجا كاسبي ميكند، ميگويد مواظب ماهيها و فرغون او باشد تا از نماز باز گردد… روي ماهيهايش را با گوني خيس ميپوشاند.
7- بابا علي وارد مسجد ميشود… به وضو خانه ميرود… صداي مكبّر از بلندگوهاي مسجد به گوش ميرسد.
8- دستفروش دم درب مسجد با داد و هوار عابرين را به خريد فرا ميخواند.
9- دور و اطراف دستفروش شلوغ ميشود.
10- بابا علي در صف نمازگزاران ايستاده است و به سجده ميرود.
11- پسركي كولي با لباسهاي پاره پاره و پا برهنه به سراغ فرغون بابا علي ميرود، دور و اطراف خود را ميپايد و برقآسا يكي از ماهيهاي درون فرغون را ميدزدد و فرار ميكند…
12- دستفروش حواسش به كار خود است و پول از مشتريهايش تحويل ميگيرد!
13- بابا علي از مسجد خارج ميشود… متوجه پس رفته شدن گوني روي ماهيهايش ميشود. نگاهي به دستفروش مياندازد. دستفروش بياعتنا و بيتوجه مشغول داد و ستد خودش ميباشد.
14- بابا علي نگاهش را از او برميگيرد و با فرغونش راهي بازار ميشود.
خارجي – بازار ماهيفروشها
1- بازار فوقالعاده شلوغ است و ماهيفروشها داد و فرياد فراواني براه انداختهاند.
2- بابا علي گوشهاي پيدا ميكند، گونياش را پهن ميكند و بعد تَلِ ناچيزي از ماهي روي هم ايجاد ميكند و او هم شروع به داد وفرياد ميكند.
3- چند مشتري ماهيهاي او را برانداز ميكنند…
4- بابا علي ماهيهايش